تبليغاتX
دختران جهنمی!

دختران جهنمی!

we are to gether

به وبمون خوش اومدین:

نویسندگان فعلی:مهسا(عاشق پوریا پورسرخ وبه همین علت دیکشنریه)

هانیه(من بهش میگم یویو و عضو انجمن سه کله پوک و عاشق پاشا رستمی)

حدیث(عاشق لیو مسی وعلی ضیا به همین علت یویو و سیستم)

از نظر همه آدما هر  دختربا پسری صحبت کنه جهنمیه!

همه فک میکنن همه بازیگرای زن بد کاره ان پس جهنمی ان!

همه فک میکنن هرکی عاشق یه بازیگر یا فوتبالیست مرد میشه جهنمیه!

همه میگن هرکی بیرون ارایش کنه و مواش رو درست کنه به خدا اعتقاد نداره و جهنمیه!

همه شدن ادمای ظاهر بینی که واسه نظر دادن راجب یه نفر باید ظاهر اونو ببینن!

واقعا که اگه همه این طور باشن پس هممون جهنمی هستیم!!!!

نوشته شده در Fri 6 Jan 2012ساعت 11 AM توسط حدیث جون(سیستم)|

شاید نسل زن خوب مانند دانیسور ها منقرض شده باشه اما مرد خوب مثل سیمرغ از اول افسانه بود...


ههههههههههههههههههـ



اما من میگم: مادر کسی نیست که ما بهش تکیه کنیم بلکه کسیه که ما رو از تکیه کردن به دیگران بی نیاز می کند....

مادرم دوستت دارم

نوشته شده در Sat 12 May 2012ساعت 10 PM توسط هانیه جون(یویو)| |

بوی عيدي,...بوي توپ,...بوي كاغذ رنگي

بوي تند ماهي دودي وسط سفره نو

بوي ياس جانماز ترمه مادربزرگ

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا خستگيمو در مي كنم

شادي شكستنه قلك پول

وحشت كم شدنه سكه عيدي از شمردنه زياد

بوي اسكناس تا نخورده لاي كتاب

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا خستگيمو در مي كنم

فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه

شوق يك خيز بلند از رو ي بته هاي نور

برق كفش جفت شده تو گنجه ها

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا خستگيمو در مي كنم

عشق يك ستاره ساختن با دولك

ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه

بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا خستگيمو در مي كنم

بوي باغچه , بوي حوض.عطر خوب نذري

شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن

توي جوي لاجوردي هوس يه آبتني

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا خستگيمو در مي كنم

با اينا زمستونو سر مي كنم

با اينا زندگيمو سر مي كنم

نوشته شده در Mon 19 Mar 2012ساعت 7 PM توسط حدیث جون(سیستم)| |

سلام


نمیدانم شما خواننده این متن ، در کدام قسمت این کره خاکی مستقرهستید و جنس هایتان بر چند نوع است ولی ما در خاک پاک چهار جنس مختلف داریم که هر کدام رفتار خاصی دارند . این چهار جنس عبارتند از :

پسران جهنمی تمام فکر و ذکرشان گول زدن و فریب دادن دختر مردم است ، اصلا فرقی ندارد که آقا پسر دانشجو ، دانش آموز ، بیسواد و .... باشد ، در هر حال همیشه بچه مایه دارند ، بابا جانشان شهردار است ، از بین صدها دختر فقط دنبال شمای عتیقه افتاده اند ، اهل نامردی نیستند ، ..... و صد البته همه شان یک دوست دختر داشته اند که به عشقشان پشت کرده و با دیگری رفته .

اما در واقع زمین و زمان را به هم میدوزند و راست و دروغ را بهم میبافند تا قاپ دخترک بینوا را بدزدند و .... (بقیه اش خودسانسوری شد) .

مردان جهنمی موجودات غریبی هستند ، آنها خودشان را خدای مطلق ، پاک و نجیب مطلق ، مرد خدا ، دلسوز همه ، دور از همه بدی ها ، دوستدار زن و زندگی ، و .... میدانند .

وای در واقعا هر کاری که دلشان میخواهد میکنند و جوابگوی هیچ کس نیستند . در حالیکه دائما چشمشان اینور و آنور میچرخد و تا فیها خالدون زن و دختر دیگران را دید میزنند و مدام چشمشان دنبال زن و دختر دیگران است ، ولی چنانچه بفهمند زن و دخترشان حتی برای لحظه ای به موجود مذکری فکر کرده (و یا بدتر از آن حرف زده) ، خونش را حلال شمرده و در دم تکه تکه اش میکنند .

دختران جهنمی هم برای خودشان مارمولکی هستند ، دختران جهنمی هیچ وقت با هیچ پسری حرف نزده اند و شما اولین هم صحبت مذکرشان هستید ، اصلا پول و ثروت برایشان مهم نیست ، صد تا خواستگار دکتر و مهندس دارند که هیچ کدامشان مرد زندگی نیستند غیر شمای مشنگ ، نماز و دعایشان ترک نمیشود ، .... و تنها چیز مهم برایشان عشق واقعی است .

اما در واقع از پیش این دعا نویس پیش آن یکی میروند ، هزار جادو و جنبل میکنند ، هزار و یک بار بصورتشان ماله میکشند ، .... ، تا مگر یک پسر ابله بطرفشان بیاید و .... .

زنان جهنمی زن زندگی هستند ، با نداری شوهر میسازند ، فامیل شوهر را تحمل میکنند ، نعوذ بالله هرگر فکر خیانت به شوهرشان به سرشان نمیزند ، اهل حسادت ، چشم و هم چشمی ، بی حیایی ، .... نیستند ." .

اما
در واقع کارشان حسادت به زندگی این و آن ، دخالت (فضولی هم گفته شده) در
کار دیگران ، گفتگو (و ایضا بدگویی) درباره دیگران ، و .... است .

سلاح
های آنان یکی اشک شان است که دم دستشان است ، یکی هم زبانشان که تلخ تر از
فلفل هندی است و پنبه معروفی که جهت بریدن سر مرد جماعت بکار میبرند .


درباره
این جنس به ظاهر لطیف بسیار گفته اند و خواهند گفت ولی بنظر حقیر فقط و
فقط یک جمله در وصف آنان میتوان گفت که : "هر چه آتش است ، از زیر سر با
حجاب همین جنس بلند میشود و بس"


برچسب‌ها: دختر, جهنمی, داستان
نوشته شده در Thu 15 Mar 2012ساعت 8 AM توسط حدیث جون(سیستم)| |

سلام بروبچ عزیز

سلام دوستان، از این بخش به سادگی عبور نکنید چراکه ما از اول سال تا حالا برای تهیه و تدوین این بخش جون کندیم که در سه بخش در دفعات متفاوت میاد تو وبلاگ!

راستی اگه یه کلمه ای برخوردید که چشمانتان را قورباغه ای کرد نه اشکال تایپی است و نه ضعف چشمانتان؛ بلکه

کلمات متفکرانه کاربردی ماست!


ادامه مطلب
نوشته شده در Thu 16 Feb 2012ساعت 9 AM توسط هانیه جون(یویو)| |

دخترک یه نگاهی به اطرافش کرد همه جا سیاه بود همه جا تاریک بود حتی دستاشم دیده نمیشد!

برای اولین بار از چیزی ترسیده بود!

در حقیقت از خودش ترسیده بود از نیمه ی دوم خودش !

اشکی از چشمانش جاری شد!

با خودش گفت این یعنی چی!

من با سیاهی پیوند خوردم اما الان ............

شبها میگدشت و اون بیشتر احساس تنهایی میکرد! ولی شبی رسید که تصمیم نهایی شو گرفت!

با خودش گفت حالا وقتش ترس من کابوسی برای مردم بشه!

سالهایه سال گزشت و دخترک در سیاهی سیر میکرد و دلش هر روز سیاه تر از قبل شد!

به قدری که ترس او تبدیل به یک وحشت بزرگ شد اما برای دیگران!

شبی از شبها روزی که دختر جهنمی انتظار میکشید رسید !
اره!رسید!دختر سیاه تبدیل به یک وحشت بزرگ شده بود و همه رو توی سیاهیه خودش نابود میکرد

حالا وقتش بود تا جهنم و تاریکی بهم پیوند بخورند!


برچسب‌ها: دختر, جهنمی, داستان
نوشته شده در Thu 2 Feb 2012ساعت 9 AM توسط حدیث جون(سیستم)| |

روي ديوار مقابل پنجره‌ات قلبي كشيدم زيبا،

تا ارزش عشق هميشه در خاطرت باشد،

امروز تو راديدم كه روي قلبم مي‌نوشتی:

زباله‌هايتان را در اين محل نگذارید

 

به ته سیگارهایتان احترام بگذارید،

نیندازیدشان زیرپا؛

چرا آدم ها عادت دارند،

هرکه به پایشان سوخت را،

می اندازند زیر پا؟

 

خــاطـراتــت را...


بــو سـه هـایــت را....


و لـمـس .... حـس ...


بــودنـت را


هـمـه و هـمه را ،

بــه دسـت سـرد بــاد سپـُـردم!


یــــادم تـــو را

فـــــــرامــــــــوش

 

 

ما تعبیر رویایی هستیم

که دیروز برای فردا آماده بودیم

پس سلام بر امروز

سلام بر فردا

خداحافظ

 

نوشته شده در Thu 26 Jan 2012ساعت 5 PM توسط حدیث جون(سیستم)| |

سلام واقعا واسه براش متاسفم که رفته فرانسه و ملت و کشور رو اصلا بیخیال ولی چرا شرف و وجودش رو فروخت؟پس غیرتا شوهرش کجا بود؟پس اسلام برا چیه؟بهشت و جهنم براش چه معنی داره؟میخاست ایرانیا رو به دنیا بشناسه؟چرا این طوری؟واقعا که چه راحت ادما جهنمی میشن فقط با یه بوسه؟؟؟

اولین بوسه ی هالیوودی گلشیفته فراهانیاولین بوسه ی هالیوودی گلشیفته فراهانی 


برچسب‌ها: جهنمی, ایران
نوشته شده در Sat 7 Jan 2012ساعت 11 AM توسط حدیث جون(سیستم)| |

ای همیشه یاد من
فریاد من
ای بهارین، شوکت دریایی سودای من
ای خزان و غربت و تنهایی ام
محرم اسرار من
یاریگر غم های من
باز یاد تو مرا مستم کند
وارد میخانه سازد
می دهد و مستم کند
واندر این مستی و هستی
دل ستاند، جان دهد، جانان رهد
باز امروز مرا فردا کنی
باز پیدای مرا پنهان کنی
ای همیشه با من از من جدا
ای خدای عاشق، ای عشق خدا

نوشته شده در Fri 6 Jan 2012ساعت 8 PM توسط هانیه جون(یویو)| |

پلیس شما را دستگیر میکند. احیاناً آن
. . .
وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید؛ یک نفر از این صحنه فیلم
میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی
پخش می شود. پلیس رسوا می شود. پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند.

پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد. شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

امریکا: شما خلاف می کنید



ایتالیا: شما خلاف می کنید

پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!



فرانسه: شما خلاف می کنید

اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.



انگلیس: شما خلاف می کنید
و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.



آلمان: شما خلاف می کنید
و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.



سویس: شما خلاف نمی کنید
پس نیازی به حضور پلیس نیست.



عراق: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می میرید.




چین: شما خلاف می کنید.
شما اعدام می شوید!



امارات: شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس، از کشور های همجوار د.... وارد می کنید!



هندوستان: شما خلاف میکنید. پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رئیس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می
چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و
ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.



هلند: از آنجا که همه کارهای خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما (این قسمت سانسور شد). . . را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان
نمی کند!



روسیه: شما خلاف می کنید
اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.



و. . .


ایران:اگر فکر کردید تو ایران خلافی صورت میگیره سخت در اشتباهید!


برچسب‌ها: ایران, خنده
نوشته شده در Thu 5 Jan 2012ساعت 11 AM توسط حدیث جون(سیستم)| |

پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟
حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم
پسر : نمیخری ؟
حمید استیلی : نه نه نه
پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

When I was 15
.
.
.
انکار نکن ، میدونم"وِن آی واز پونزده" خوندیش


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

به اوونی که سیگار میکشه میگن سیگاری ، به اوونی هم که تریاک میکشه میگن تریاکی
فقط میخواستم بگم اون بنده خدایی که پیپ میکشه چه گناهی کرده آخه؟



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

ذش فخ ئشد یشق قخخاث فشذهشف حثداشدشئ
.
.
.
.
سخنی گهربار از دکتر علی شریعتی فقط بنده خدا یادش رفته بود Alt+Shift رو بزنه ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...فردا یه عالمه کار داری، قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


در دوران تحصیلم 3 چیز رو به خوبی یاد گرفتم : اس ام اس نوشتن، بدون اینکه نگاه کنم خوابیدن، بدون اینکه خرپف کنم کار گروهی سر جلسه امتحان !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیر...
.
.
.
بعدش می‌میرم ، آی حال میده!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

این لعنتیایی که معتقدن اونی که رفته خودش برمیگرده
.
.
.
100% کفتر بازن
نوشته شده در Wed 4 Jan 2012ساعت 10 AM توسط حدیث جون(سیستم)| |

سلام، من اومدم!

ببخشید که یکم دیر شد آخه وقت امتحاناست...

در معرفی خودم باید بگم:

بچه ها تو مدرسه بهم میگن:یویو

ولی تو خونه و بین کله پوکا(تو پیوندا هست) بهم میگن:هانیکو"کله پوک سوم"

خودمم نمیدونم چرا ولی فک کنم به خاطر خبرای دست اولیه که از دایی علی براشون میگم!

من از پاشا رستمی خوشم میاد(بازیگر نقش نیما تو سریال همه بچه های من)

خب دیگه باید برم

فعلا good bye

نوشته شده در Tue 3 Jan 2012ساعت 6 PM توسط هانیه جون(یویو)| |

you can always find the sun within your self if you will only search!

سلام دوستای گل!

وب ما از همین تاریخ شروع به کار میکنه و میخواد یه دوستی زیبا رو نشون بده

دوستی که بی نظیره و همه به خاطرش افتخار میکنیم

اگه شماها کمکمون کنین هرروز بهتر از قبل میشیم و به آرزوهامون میرسیم

ما همان هایی هستیم که خود را عاشق پنداشتیم

وبه خاطر او تا آخر دنیا خواهیم رفت

به اهدافمان خواهیم رسید و به همه

نشان میدهیم که هنوز عشق و وفا میتوانند کنار هم باشند

فقط منتظر باشید

نوشته شده در Mon 26 Dec 2011ساعت 4 PM توسط حدیث جون(سیستم)| |

Design By : Mihantheme